85
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 21:19
دل است دیگر؛ گاهی بهانه میگیرد، و آدم را میاندازد توی هَچَل...!
56
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:09
برف یا باران؟ امسال فهمیدم بیاولویت هر دو. آدمها عوض نمیشوند، من نیز... این وسط زمان است که عجولانه میگذرد؛ خوششانس که باشی، چند درجه نگاهت را میچرخاند به سویی دیگر...
57
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:09
فعلهای بعید را؛ هر قدر هم که صرف کنی، ساده نمیشوند...
58
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:09
یک روز به کافهام خواهی آمد؛ میگویند قهوههای "...سرآمده" بینظیر است! حتمن هست. بازاریاب جوانی میگفت: خلاقیت به خرج دهید! آدمِ مشتریشناس هم، حرف حساب را به گوش میگیرد. مدتیست که سفارشهای تلخ را دوستتر دارم! پیشدستیشان، پر از شعرهای بارانیست. از همانهایی که به هوس میافتی، چند سطریش را مزه کنی. حالا پِچ...
59
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:09
وقتی موقع رد شدن از جلوی اتاق، چشمای بازت رو میبینه و میآد که محکم ببوستت. تو میمونی و یه لبخند بزرگ روی لبات و خلسهی یه خواب شیرین. +با همون لحنی که همیشه میگم "پدر" و بعدش با خنده تکرار میکنی "پـــدر؟" :) +ادامهی مطلب: بچه که بودم باید میرفتم مهد. هر روز بعد کلی منتکشی، قبول میکردم سه لق
60
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:09
تصویر رویاهام واضح نیست، گُم میشی از دنیای وارونم. من پشت این پلکای بد خسته، رج میزنم، موهاتو میبافم... آغوش تو، شعرِ شکفتن بود. از بَر شدم حرف نگاهت رو. دست دلم رو شد ولی انگار، حرفای تو، تعارف بیجا بود. +ادامهی مطلب: تنهایی؛ مثل باران پاییزی، وسوسهی قدم زدن است در خیابان؛ که میروی، و باز میگردی؛ و...
61
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:09
جای خالی؛ بیستوپنج صدم! +هیچ و پوچ زندگی را لبریزم...
62
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:09
رفتن؛ فعل سادهای بود انگار، شاید هم زیبا...! که صرف کردیمش به زبان عربان، و یاد گرفتیم با قائدهست در متون فرنگیها...
63
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:09
کافههای شهر را پناهگاه کنید! مردم از باران رحمت، میهراسند...
64
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:09
بیتو بودن، حجم سنگینیست! خودم را به دوش میکشم...
65
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:09
فصلِ چیدن که بگذرد؛ نگاه خورشید، دیگر دوستانه نیست...
36
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 18:15
زندگی؛ مثل پردهی سینماست! برای درک درست، گاهی لازمه صندلیت رو کمی دورتر انتخاب کنی... +ادامهی مطلب: دیالوگی هست که میگه: درک بعضی چیزا خیلی مشکله؛ انگار که زیادی بهشون نزدیک شدین، درست مثل زندگی. پس اگه با شرایطی مواجه شدین که ادامه دادنش براتون مشکل بود، و یا اصلن نسبت بهش مشتاق نبودین؛ کافیه یه
37
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 18:15
انگیزه؛ فقط یک کلمه نیست. انگیزه یعنی زندگی، یعنی یک دنیا برای چیزهای بهتر. و این روزها چقدر این معنای زندگی و دنیای بهتر را کم دارم. +گرچه این حرف برای حال الانم نیس، چند روزی میگذره ازش :)
38
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 18:15
عوض شدیم، نه؟! شاید از یه سال پیش، شایدم خیلی پیشتر. قبلنا فکر میکردم چقدر بده که من همهی تعلق خاطرم رو دارم از دست میدم و تو هنوز رشتهی اتصالت رو به یه نفر داری. اما حالا وقتی میبینمت میفهمم؛ اینکه دیگه فهمیدنت آسون نیست، درک کردنت و شاید حتی دوست داشتنت، به خاطر همون اتصالیه که بهش چسبیدی و نمیدون...
39
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 18:15
دشوارترین شکنجه این بود که ما، یکیک، به درون خویش تبعید شدیم. +محمدرضا شفیعی کدکنی - خیال خام + دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳ | ۰۱:۰۰ | آدرینا عظیمی
40
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 18:15
هر آنچه عیان است لزومن بدیهی نیست؛ اگر نگاهت بیعمق باشد، زندگی همان روتینیست که تکرار میکنی... اما کافیست یک روز دلیلی برای کنکاش بیابی؛ پشت یک لیوان چای هم، رازهای سر به مُهریست!
41
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 18:15
من از بیحسیِ مفرط، جنونی ارغوانرنگم...
42
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 18:15
+داریوش شهریاری - دانلود
43
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 18:15
ترسهایت را کناری بگذار، به دریا بزن... +ادامهی مطلب: جدا از فغانِ این حرفها، لدفن نگاهی مفرح داشته باشید. دور از جانِ همهمان، غرض دقمرگ شدن نیست... :دی 1) این آدمهایی که فاز مثبت میگیرند و زندگی را تلقینی از احساسات خوب به خود میدانند؛ خیلی دلم میخواهد یک عصر جمعه ملاقاتشان کنم. وقتی که خو
44
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 18:15
بیادعایی؛ ادعای بزرگیست! وقتی تمامقد، خواستار توام...