اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است...
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 5:39
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است، دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است. اکسیر من نه اینکه مرا شعر تازه نیست، من از تو مینویسم و این کیمیا کم است. سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست، در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است. تا این غرل شبیه غزلهای من شود، چیزی شبیه عطر حضور شما کم است. گاهی تو را کنار خود احساس می...
هر قدر که من دلهره دارم تو صبوری...
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 5:39
هرقدر که من دلهره دارم تو صبوری، من ماهی آزادم و تو تنگ بلوری. مانند صدا آنطرف گوشی تلفن، معلومی و پنهانی، نزدیکی و دوری. آه اِی خزر ریخته بر گونهی دنیا! اشکی، که به لبهای زمین تلخی و شوری. بر شیشهی تنهایی من ریزش باران، چون خوردن انگشت اشاره است به گوری. مغرور به هرگز نرسیدن به توام، ماه! وقتی که ت...
خوابها...!
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 5:39
خیلی از اتفاقاتی که نمیتونیم توی واقعیت رقمشون بزنیم، توی خوابهامون رخ میدن. حرفایی که هیچوقت نتونستیم به زبون بیاریم، جاهایی که نتونستیم بریم، آدمایی که باهاشون قرابت و آشنایی نداشتیم اما لحظههای شیرین یا تلخی رو توی خوابهامون باهاشون گذروندیم... همهی اینا به اضافهی میزان باورِ ما به خواب و
گرامافون 2
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 5:39
(موسیقی فیلم Warrior - 2011 film) "About Today" Today you were far away and I didn't ask you why What could I say I was far away You just walked away and I just watched you What could I say How close am I to losing you Tonight you just close your eyes and I just watch you slip away How close am I to...
21
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 15:54
عقل در این نیست که جلوی احساست رو بگیری بلکه در اینه که همه چیز رو احساس کنی، هرطور که باشه. +اریک امانوئل اشمیت + سه شنبه ۹ دی ۱۳۹۳ | ۰۰:۲۴ | آدرینا عظیمی
22
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 15:54
+ بچهها قبلا هم گفته بودم بعدِ ساعت هشت تماس نگیرین. من زود میخوابم. _ استاد مگه شمام میخوابین؟! :دی + :| ما بچه بودیم فکر میکردیم یعنی معلممون دستشویی میره؟ _ :)))
پایانبندی (3)
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 15:54
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
از بَر بودی روزمرگیهای مرا، نشد که تو را حقیقی بسُرایم
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 15:54
به پای تمام شعرهایم خواهم گریست؛ روزی که سکوت، روزی که سکوت بر من قسمی نداشته باشد دیگر...
هربار که مرورت میکنم، ایستاده میگویم: سلام
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 15:54
تو؛ شراب ناب بودی، من؛ بدمستی رو به گریز...
دلِ آدمها هم سر میرود، وقتی که حرفها لبریزند
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 15:54
حرفها مجالم نمیدهند، پای من بستهست! قدمی بردار که دیوار این غرور، بلورین است...
سوگ
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 15:54
ناسروده مُردند، شعرهای زبانبسته... روز تسلیت؛ لال بودم. فقط شعرمُردهها میدانند، دفنِ یک حرف، چه دردی دارد...
76
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 21:19
من مستِ میِ عشقم، هشیار نخواهم شد... وز خوابِ خوشِ مستی، بیدار نخواهم شد... +فخرالدین عراقی - دانلود ترانه می عشق، علی تفرشی
77
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 21:19
سبک بالم! مثالِ آن پستچی، که تمام نامههایش به مقصد رسیده...
78
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 21:19
بغض؛ سکوتِ توست... نگاهِ من... و دستهایی که از انتظار، پوسیدند!
79
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 21:19
مرا به یاد خواهی آورد؟! غریبهای که آشنا، نگاهت میکرد...
80
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 21:19
سفرهای تنهایی همیشه بهترند. کنار یک غریبه مینشینی قهوهات را میخوری. سرت را به پشتی صندلی تکیه میدهی تا وقت بگذرد. به مقصد که رسیدی، کیف و بارانیات را برمیداری. به غریبهی کنارت سری تکان میدهی و میروی. همین که زخم آخرین آغوش را به تن نمیکشی، همین که از درد خداحافظی به خود نمیپیچی، همین که تلخی یک بغض ...
81
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 21:19
شاید که اسفند، درست خاطرم نیست! حرفهایت دم کرده بودند، سطرهایت شرجی... برایت نوشتم و ایستادم تا بخوانی؛ راستش مدام سَرَک میکشیدم تا ببینم کدام کلمه را ذوق کردهای، و روی کدام خط، خط میکشی و درستترش را با مدادرنگیِ نارنجیات برایم مینویسی. یک روز هم برایت از نارنجیِ جیغ، شعری نوشتم، خاطرت هست؟!
82
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 21:19
دستِ خودت نیست؛ از یک جایی به بعد دوست داری هیچ نگاهی را به دل نگیری، طعم هیچ لبخندی برایت توتفرنگی نشود...! و تو، همان خودخواهِ سرسخت باشی...
83
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 21:19
اخیرن کشف کردم؛ که در لحظهی واقعه، شدیدن بیتفاوتم. بیخیال. احساساتِ من، اندکی دیرخیزند. یک روزِ بعد مثلن، ناراحت میشوم...!
84
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 21:19
دلتنگِ رفتن بودم، که آمدی... حواست هست که برای بودن، مرا امیدی؟